قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2635
تاريخ الفي ( فارسى )
بودى . انس در جواب معاويه گفت : هرچند كه من كوچك بودم ، امّا در خدمت آن حضرت آن مقدار قرب داشتم كه آفتابه به طهارتخانه مىبردم و چندين سال ملازمت آن حضرت ، صلّى اللّه عليه و إله ، كردم و بر جميع افعال و اقوال او اطلاع يافتم و تو كه از جملهء مؤلّفة القلوب « 1 » بودى و همگنان را در اسلام تو شكّ بوده چگونه بر افعال و اقوال آن حضرت وقوف يافتهاى . القصّه ، انس بن مالك بسيار درشتى كرد و معاويه اغماض ورزيده متوجّه جواب او نگشت و از ترس تشنيع انس چند مرتبه در نماز آنچنان تسميه مىگفت كه حاضران صف اوّل مىشنيدند و بس . و چون انس در وقت نماز حاضر نمىشد اكثر مردم نيز از آن جهت تنفّر مىنمودند و در وقت نماز حاضر نمىشدند . بنابراين ، معاويه ، عمروعاص را بر آن داشت كه انس را به وعد و وعيد و احسان بسيار راضى ساختند كه در وقت نماز حاضر مىشده باشد . على اىّ حال از مضمون هر دو اين روايت آن مقدار مشخّص مىشود كه ترك جهر به تسميه از جمله امور مستحدثه است و در زمان حضرت ختمى مرتبت ، عليه و إله شرايف التّحيّات ، نبوده . و العلم عند اللّه تعالى « 2 » .
--> ( 1 ) . اشراف مكّه كه پس از فتح مكّه به پيامبر گرديدند ، چون صفوان بن اميه و أبو سفيان . و پيامبر ( ص ) عطيات آنان را بيش از ديگر صحابه قرار داد تا با دشمنان همدستى نكنند ؛ - لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء « مؤلّفه » . ( 2 ) . و دانش تنها در نزد خداوند بلندمرتبه است . - و .